علاقهمندي ها
+
مرگ ، شايد
*يکي از همين روزها*
مرا به يک پياده رويِ دو نفره
دعوت کند ؛
در اين ميان
نگران شعرهايي هستم
که شب ها
زير بالش گريه کردم و
*تو هرگز*
*آنها را نخواهي خواند...*
..
.

غزل صداقت
01/8/4
نگارستان خيال
@};-
اقليم رهايي
سلام اسم اينا رو ميدونيد؟ همين آدم مقوايي ها
.:آيينه:.
ديگر نگران نيستم.... در عوض نگران ساعاتي هستم که در اين حسرت گذراندم و بابت آنها به سختي بازخواست مي شوم.. مي داني رفيق..! دنيا خيلي کوتاه ست.. و تمام اتفاق ها سر جايش مي افتد.. هميشه همين طور بوده.. "هميشه اونجوري که ما ميخوايم اتفاق نمي افته..."
نگارستان خيال
{a h=yasobahar}.:آيينه:.{/a} @};-
+
شايد خدا اين گونه مي خواهد... اگر گاهي
گم مي شود راهي ... هويدا مي شود راهي
.
خم مي شود زانوي قلبم زير اين احساس
بايد شکست اين بغض را با تيشه ي آهي
.
اين موج بر مي گردد از دريا... تحمّل کن
اين را نمي فهمد تنِ بي تابِ يک ماهي
.
هر بيت و هر شعري که مي گويم براي توست
حالا اگر کوهي شود ... حالا اگر کاهي
.
يک يک غزل ها را به نامت مي کنم... اما
تو باز هم من را براي خود نمي خواهي
.
محمد عابديني
1393.4.18

6-
97/10/27

13 فرد دیگر
59 فرد دیگر
+
زمستان که ميشود،
دلم ميگيرد..
.
بوسه هايم را
به بادها مي سپارم،
تا سوي تو
روانه شود..
.
بيخود که باران، دوست داشتني نميشود ;)
.
#اسپايکا 93/10

نمايندگي سيستم هاي ح
97/1/21
+
تو، ماه من باش .. من، ستارت ميشم
تو، گِرد من باش .. من بهونت ميشم
.
#اسپايکا 93/2

نمايندگي سيستم هاي ح
97/1/21
1 فرد دیگر
47 فرد دیگر
+
خواب بودم، خواب ديدم مرده ام
بي نهايت خسته و افسرده ام
تا ميان گور رفتم دل گرفت
قبر کن سنگ لحد را گل گرفت
روي من خروارها از خاک بود
واي، قبر من چه وحشتناک بود!
بالش زير سرم از سنگ بود
غرق ظلمت، سوت و کور تنگ بود
هر که آمد پيش، حرفي راند و رفت
سوره ي حمدي برايم خواند و رفت
خسته بودم هيچ کس يارم نشد
زان ميان يک تن خريدارم نشد
نه رفيقي، نه شفيقي، نه کسي
ترس بود و وحشت و دلواپسي
مسابقه عصرجديد پارسي
97/1/8
ناله مي کردم وليکن بي جواب تشنه بودم، در پي يک جرعه آب آمدند از راه نزدم دو ملک تيره شد در پيش چشمانم فلک يک ملک گفتا: بگو دين تو چيست؟ ديگري فرياد زد: رب تو کيست؟ گر چه پرسش ها به ظاهر ساده بود لرزه بر اندام من افتاده بود! هر چه کردم سعي تا گويم جواب سدّ نطقم شد هراس و اضطراب از سکوتم آن دو گشته خشمگين رفت بالا گرزهاي آتشين قبر من پر گشته بود از نار و دود بار ديگر با غضب پرسش نمود
اي گنه کار سيه دل، بسته پر نام اربابان خود يک يک ببر گوئيا لب ها به هم چسبيده بود گوش گويا نامشان نشنيده بود نامهاي خوبشان از ياد رفت واي، سعي و زحمتم بر باد رفت چهره ام از شرم ميشد سرخ و زرد بار ديگر بر سرم فرياد کرد: در ميان عمر خود کن جستجو کارهاي نيک و زشتت را بگو هر چه مي کردم به اعمالم نگاه کوله بارم بود مملو از گناه
+
اينم دلمه که امروزدرست کردم@};-

*:.نرگس بانو.:*
96/12/7

+
*جنس فروخته شده پس گرفته نمي شود*
اين تيتري است که در بسياري از فروشگاه هاي ايراني به چشم ميبينيم
واقعاً اگر جنس فروخته شده با *کيفيت مطلوب* باشد و خريدار راضي باشد چه لزومي به پس دادن است
چرا محصولات ايراني داراي *گارانتي* نيستند و اگر هم هستند يا مدت گارانتي بسيار کوتاه مي باشد يا اصلاً پاسخ گو نيستند
*خدمات پس از فروش* رو هم که چه عرض کنم
.
.
.
*نظر شما چيست*

جبهه مقاومت اسلامي
96/4/3
+
*گردش علمي*
درياچه نمک قم
93/9/6
پيوست:
http://geologysbu.blogfa.com/post/807
جبهه مقاومت اسلامي
96/3/30
اين پسره که دست چپ شما وايساده چقد خارجيه DDDD:استادتونم چقد مظلوم و مهربون به نظر مي رسه.اوني هم که دست چپ خارجيه هست بايد خجالتي باشه درسته؟؟؟به نظر مي رسه جنوبي باشه.
اره بابا منم بهش ميگم بابک تيپ خارجي ها رو داري! اوه... دومين استاد از نظر درجه ي علمي کشور در رشته ي زمين شناسيه!به موقعش جدي هستند!
+
کاش ميشد زندگي تکرار داشت . . .
لااقل تکرار را يکبار داشت . . .
ساعتم برعکس ميچرخيد و من . . .
برتنم ميشد گشاد اين پيرهن . . .
آن دبستان ، کودکي ، سرمشق آب . . .
پاي مادر هم برايم جاي خواب . . .
خود برون ميکردم از دلواپسي . . .
دل نميدادم به دست هر کسي . . .
عمر هستي ، خوب و بد بسيار نيست . . .
حيف هرگزقابل تکرار نيست! ! !
سربازآقا
96/3/21
انديشه نگار
96/3/21
جبهه مقاومت اسلامي
96/3/21
با سلام...أللّهــُــمَّ صَلِّ عَلي مُحَمــَّد وَ الِ مُحَمــَّد وَ عَجِّل فَرَجَهــُم...اللهم اشف مرضــــــــــــــــــانا و ارحم مَوتانا و اجعل عواقب امورنا خيرا...ان شاءالله خداوند شفا دهد...أللّهــُــمَّ صَلِّ عَلي مُحَمــَّد وَ الِ مُحَمــَّد وَ عَجِّل فَرَجَهــُم...
مختار تندر
96/3/3
انديشه نگار
95/12/14